مهدى رحمانى ولوى / منصور جغتايى
291
تاريخ علماى بلخ ( فارسي )
گفتهاند كه خطيب بغدادى از همه دورههاى امام ابو على سيد حسن وخشى بوده است . « 1 » حافظ عبد العزيز نخشبى او را متهم به داشتن مذهب قدرى كرده است . « 2 » ابو على سيد حسن حسينى وخشى ، پس از بازگشت به وطن خود به خاطر تبليغات عليه خليفه مورد بىمهرى دستگاه خلافت قرار گرفت و به هنگام مرگ وصيّت كرد كه وقتى از دنيا رفتم ، كسى حق ندارد خبر مرگ مرا منتشر سازد و نيز لازم نيست كسى به من ترحم كند . امام عمر بن محمّد سرخسى مىگويد : زمانى كه نظام الملك به شهر بلخ وارد شد ، ما به نظام الملك گفتيم كه در اين نزديكى روستايى است به نام وخش و بزرگانى در آنجا دفن هستند ، از جمله امام ابو على سيد حسن وخشى حسينى ، و از نظام الملك درخواست كرديم كه در آن محل مدرسهاى بنا كند . نظام الملك بر مزار امام ابو على حسن حسينى وخشى مدرسهاى ساخت و در روز افتتاح دستور داد مردم در مدرسه جمع شوند تا براى آنها روايتى را نقل كند . نظام الملك گفت : من در عسقلان از ابن مصحّح شنيدم كه مىگفت : ابو على سيد حسن حسينى وخشى نقل كرد ، پولى كه من در ايّام تحصيل همراه داشتم تمام شد و روزها را بدون زاد به سر مىبردم و همهوقت گرسنه بودم ؛ بهطورىكه از مطالعه و درس خواندن باز ماندم ، وقتى به دكان نانوايى مىرفتم بوى خوشى نان گندم به مشامم مىرسيد ، ولى من صبر مىكردم و خداوند به خاطر صبر من برايم فتح باب كرد . او داراى تأليفات زيادى بوده است ، ولى متأسفانه نامى از آثار او در كتابها و در فهرستها برده نشده و اين احتمال وجود دارد كه تأليفات او هم مانند تأليفات بسيارى از علماى ديگر بلخ از ميان رفته باشد . مردم دوست داشتند كه روايات را از خود او بشنوند ، لذا در هر شهرى كه وارد مىشد از او تقاضاى حديث مىكردند . « 3 » حاجى خليفه در كتاب كشف الظنون از ابو على سيّد حسن حسينى وخشى بلخى دو كتاب را نام مىبرد : 1 - كتاب الامالى ؛ 2 - كتاب التوقير . « 4 »
--> ( 1 ) - تذكرة الحفاظ ، ج 3 ، ص 1172 ؛ سير اعلام النبلاء ، ج 18 ، ص 365 . ( 2 ) - تذكرة الحفاظ ، همان ؛ لسان الميزان ، ج 2 ، ص 446 ؛ سير اعلام النبلاء ، ج 18 ، ص 366 . ( 3 ) - تذكرة الحفاظ ، ج 3 ، ص 1173 ؛ سير اعلام النبلاء ، ج 18 ، ص 366 . ( 4 ) - كشف الظنون ، ج 1 ، صص 163 ، 508 ؛ ايضاح المكنون ، ج 1 ، ص 340 ؛ و نيز تاريخ نيشابور ، ص 273 ؛ المشتبه ،